تبليغاتX
ناروزنامه نگار - مفاسد فرهنگی(4)/ ناخنکی به ماجرای مفاسد فرهنگی و رسانه

ناروزنامه نگار

آدم آورد بدین دیر خراب آبادم

قبل التحریر:قاعده بر این است که مطالب یک وبلاگ حالتی مستمر و پی گیر داشته باشد و البته دوستانی که به این شکل در این فضا فعال هستند مخاطبان ثابت خود را یافته اند. اگر چه وبلاگ به واسطه وبلاگ بودنش خود به بازی شبیه است، آن هم از جنس خاله بازی- دوستان وبلاگ نویس نرنجند پیش از این در این باب بسیار ارّه و تیشه تبادل کرده ایم- اما خوب به هر حال می شود خله بازی را هم جدی بازی کرد که اقل کم دلخوش کنکی باشد.

***

ماجرای مفاسد فرهنگی یکی از صدها سوژه ای است که نویسنده این سطور خزعبلات دست گرفت و به طاق کوبیدش و نا تمام رهایش کرد، که اینجانب ید طولایی در نابود کردن سوژه ها از بکر و غیر بکر دارم. اما بعد از مدتها در ترافیک سوژه های بر زمین مانده دوباره نیم نگاهی به این ماجرا افتاد.

*

چند سالی قبل آن زمان که حضرت وحید خان جلیلی خشت های دوره چهارم سوره را بر روی هم می چید، نویسنده ادامه این قزعبلات-این یکی تعبیر اختراعی نیست؛کپی رایتش مربوط به مرحوم آل احمد است- مشغول کار آموزی عملگی در مکتب سوره بود، از همین حضرت سردبیر بارها داستان عوض و بدل شدن ضرایب اهمیت در رسانه ها را شنیده بود، چه خود از نگاه ایشان فسادی بود ریشه دار. مخلص کلام این که – یا به همان تعبیر لری خودمان- چطور است که نتایج بازی رئال بتیس با بارسلونا در چهارچوب لالیگا از خود آتش زنی دخترک ایلامی از فقر و نداری اهمیت بیشتری پیدا می کند. یا اینکه چرا در روزنامه های ما صدای خرد شدن استخوان های مستضعف جماعت را باید از صفحه های دور افتاده لایی و حوادث شنید و در صفحه اول دعواهای زرگری بر صندلی را حقنه کرد؟ بحث داغ سوره همین عوض شدن ضرایب اهمیت بود و سرطانی که بر رسانه های ما و فرهنگ اطلاع رسانی مان را خیمه زده.

*

این ها همه مقدمه و به قول سینمایی ها فلش بک بود.یکی دو روز پیش "پل نیومن"  هنرپیشه هالیوودی ... رحمت را سر کشید و خلاص! اما مساله برای کاسه های داغ تر از آش تمام نشده بود. تلوزیون جمهوری اسلامی باید خبر را رپرتاژ کند و حتی بخشی از بازی های این بازیگر شهیر! هالیوود را نمایش دهد، روزنامه های صبح که دیگر هیچ همه احول هلیم به درون دیگ صفحه اول شیرجه زده و چند تایشان تیتر صفحه اول را به این هنرمند فقید و متعهد! آمریکا-که فراموش نکنیم که به گفته حضرت مش.... بهترین مردمان عالم را دارد- اختصاص دادند.

*

بگذاریم و بگذریم به یاد ماجرایی از آن پیرمرد افتادم، همو که یک لکن اش تمام گوش های جهان را تیز می کرد که چه تصمیم جدیدی برای خواب شرق و غرب گرفته تا آشفته اش کند. تعریف می کنند به روزنامه ها انتقاد کرده بود که این چه وضع است که همه تان صفحه اول را که باز می کنید نوشته اند، خمینی این طور گفت، خمینی آن طور گفت،بیایید عکس آن کشاورز را چاپ کنید آن کارگر زحمت کش را چاپ کنید که همه بار حرکت کشور را بر گرده های خودشان می کشند.تازه کسی نبود که بگوید که آخر خدا اجداد طاهرت را رحمت کند، مگر خودت چیزی جز سفارش کشاورز و کارگر و مستضعف بر زبانت جاری می کنی؟ حالا اما دیگر صفحه اول روزنامه های از خمینی نمی گویند، جای حرف های او به موضع گیری ائتلاف فلان به علاوه فلان و نتیجه بازی اینتر میلان و آ.س میلان و افاضات حضرات سیاسیون داده شده و تنور آنها همچنان گرم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:1  توسط مصطفی حریری  |