تبليغاتX
ناروزنامه نگار - مفاسد فرهنگی(2)/ روح و جسد فرهنگ

ناروزنامه نگار

آدم آورد بدین دیر خراب آبادم

اگر برای دستگاه فرهنگی کشور روح و جسمی تصور کنیم، در چنین مدلی ساختار و بروکراسی اداری و اجرایی دستگاه فرهنگی نقش جسم و آنچه به عنوان فرهنگ و ماده کاری این دستگاه مورد توجه قرار می گیرد به عنوان روح خواهد بود. نکته مهم این جاست که این روح مختص به دستگاه فرهنگی نیست بلکه روح فرهنگ در تمام کالبد جامعه جریان دارد و همه بخش ها را از جمله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. البته این را نباید از نظر دور داشت که در اغلب موارد رابطه ای عکس آنچه گفته شد برقرار می شود. به این معنا که این بخش های دیگر اجتماع هستند که در جایگاه فاعلیت قرار گرفته و به روح فرهنگ تاثیر می گذارند و به آن شکل می دهند. به هر حال در هر دو صورت این تاثیرات به صورت دو سویه اتفاق می افتد.

***

حال اگر فساد را به عنوان نوعی عارضه در نظر بگیریم این عارضه هم قادر است که جسم دستگاه های فرهنگی را هدف قرار دهد و هم بر روی روح تاثیرات شگرفی داشته باشد.عارضه اگر دستگاه بروکراتیک را گرفتار کند- که کرده است- تنها مانع از درست کار کردن این دستگاه خواهد شد، این می شود که دستگاه بروکراتیک فرهنگی کشور – نه فقط وزارت ارشاد که همه نهادهای متولی- بیش از این اکه تولید فرهنگی داشته باشند، حرف و حدیث دارند و رهنمود. خود چنین دستگاه هایی سنگی بر سر راه کار فرهنگی می شوند و الخ.

****

اگر چه نتایج این نوع عارضه نتایجی نامطلوب و گاه غیر قابل تحمل است، اما تاثیرات اش تنها بر فرایند تولید فرهنگی خلاصه می شود و اگر خود به یک فرهنگ تبدیل نشود – مانند فرهنگ ویژه خواری و باند بازی- که در این صورت پا در حریم روح خواهد گذارد، تاثیرات موضعی خواهد داشت.

با این همه موضوع در باره محتوای فرهنگی و یا همان روح فرهنگ متفاوت است. مساله ای که فراتر از دستگاههای فرهنگی است. روح فرهنگ یک ملت افق های فردا و خصوصیات مسیر و ویژگی های طی طرق را روشن می سازد؛ از همین نگاه است که تمام شئونات زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. از سیاست و اقتصاد گرفته است تا فرهنگ.

***

اجازه بدهید موضوع را با مثالی روشن تر سازیم. گاه ممکن است در یک نهاد فرهنگی- رسانه ای مانند صدا و سیما جسم این نهاد مورد توجه قرار گیرد. جسم چنین نهادی بدنه تولید کننده و ضوابط حاکم بر آن است. بروکراسی بیمار و مدیریت ناتوان می توانند روند تولید فرهنگی را کند کنند.ممکن است به خاطر شیوع فساد – خودخواسته یا غیر از آن- در این حوزه یک برنامه ساز مدتها از این اتاق به آن اتاق سرگردان باشد و در آخر از خیر همه چیز گذشته و کار را رها کند. این می شود شیوع فساد در بدنه. البته باید توجه داشت که شیوع فساد در بدنه آن گاه که ریشه دار شود و عمومیت پیدا کند محتوای فرهنگ را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

حال اگر ساخت برنامه های لوکس، در فضاهایی دور از واقعیت جامعه و در التهاب تبلیغ تجمل گرایی و مصرف محوری و یا ساخت برنامه هایی که به برداشت قشری و از دین دامن می زنند، به یک جریان غالب و جدی در نهادی مانند صدا و سیما  تبدیل شود، چنین فسادی – فساد از دیدگاه آرمانهای انقلاب- دامن گیر محتوای فرهنگی شده است. همچنین نباید نادیده گرفت که مشکل نه به اندازه قد و قامت یک نهاد رسانه ای که به اندازه قد و قامت همه ی نهادهایی است که وضعیتی آرمانی برای آنها در دل فرهنگ انقلاب تعریف شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 2:25  توسط مصطفی حریری  |