تبليغاتX
ناروزنامه نگار - مفاسد فرهنگی(1)

ناروزنامه نگار

آدم آورد بدین دیر خراب آبادم

این روزها درباره مفاسد اقتصادی حرف و حدیث زیاد به میان آمده است؛ به خصوص این که دو برخورد موضوع را داغ تر کرده، منظورم برخورد با پالیزدار و عبدالله شهبازی است.یکی از روزنامه های شنبه صبح هم از قول هاشمی شاهرودی گفته بود که مفاسد اقتصادی را در بوق و کرنا کرده اند!

مقام معظم رهبری چند سال پیش مثالی می زدند – که اگر خاطرم باشد در مورد شبیخون فرهنگی بود، شاید هم نه- درباره ی طراری که قفل مغازه ای را می برید و ساده دلی از او پرسید چه می کنی گفت ساز می زنم، ساده دل با تعجب گفت این چه سازی است که صدا ندارد که دزد پاسخ داد صدایش فردا در خواهد آمد.

خدا می داند، ساز مفاسد فرهنگی کی کوک شد و کی زده شد که صدایش به صورت مفاسد اقتصادی و هزار جور مفسده ی دیگر در آمده است. می پرسید مفاسد فرهنگی دیگر چه صیغه ای است؟ پاسخ می شنوی که عقبی برادر!

دوباره برگردیم سر خط. فساد یعنی چه؟ فساد یعنی بر هم خوردن توازن، یعنی این که بعضی چیزها در جای خودشان نباشند تا منافع کسی تامین شود، یعنی تقدم روابط بر ضوابط، یعنی دگردیسی ضوابط برای هم خوانی با منفعت شخصی. یعنی کارها را طوری سامان بدهیم که جهت آب را به سوی ما برگرداند. یک کلام یعنب خر رنگ کن عصر ما. حالا بیاییم و ببنیم که مگر می شود در جامعه ای که فرهنگ درست و درمانی دارد بدون این که آب از آب تکان بخورد ، حقی را جا به جا کرد. برای جامعه ای که می داند در کجای تاریخ است و قرار است به کجا برود یعنی الفبای فرهنگش کامل است و می تواند ساخت هر کلمه ای را در حوزه زندگی تحلیل کند، نمی شود بر روی گنجشک مرده نام بلبل گذاشت. حالا باید اصل ماجرا را هدف گرفت تا بشود با بزک فروع آن ها را به جای اصول قالب کرد. کرم های فساد از همین نقطه در فرهنگ انقلاب نفوذ کردند تا زمینه را برای انواع مفاسد دیگر آماده سازند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:52  توسط مصطفی حریری  |