تبليغاتX
ناروزنامه نگار

ناروزنامه نگار

آدم آورد بدین دیر خراب آبادم

گاهی باید به سرعت مقدمات را کنار گذاشت و بی هیچ حشو و زائده ایی به سراغ جان کلام و مغز حقیقت رفت.از سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید مقوله ای با عنوان صدور انقلاب در دستور کار فعالان انقلابی قرار گرفت که از همان ابتدا نیز به بحث برانگیز ترین مقوله سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد. اگر چشم را بر این بحث و جدلها ببندیم و ابزارهای مورد مناقشه را کنار بگذاریم باز هم به راههای تجربه شده و تجربه ناشده ای بر می خوردیم که در آن سال ها از زبان رهبران انقلاب برای طی شدن مطرح می شدند که یا گرفتار شعار  می شد و یا در پیچ و خم تیتر های ریز و درشت روزنامه ها گم و فراموش می شد.

دیپلماسی عمومی

اما حالا چرا بعد از سه دهه تازه به یاد صدور انقلاب افتاده ایم. ماجرا اصلا این طور نیست که یک دفعه و بعد از این همه سال آن هم در شرایط موجود رگ انقلابی گری متورم شده و ... . به قول اهل کلامی و فکری امروز دیگر باید انقلاب را به خانه های همسایه صادر کرد چرا که میدان رویارویی در برابر انقلاب به شهر و کوچه و خیابان رسیده است.

درست در برابر همان دیدگاهی که توسط رهبران انقلاب با موضوع صدور انقلاب مطرح می شدُ طرف مقابل در سیستم جهانی نیز مدل حکومتی و حتی سبک زندگی اجتماعی و فرهنگی خود را در دوران غفلت ما بسته بندی و به بازار عرضه می کند.حال این بسته بندی هر نامی که بنابر ذائقه مخاطب پیدا می کند مهم نیست، مهم رسیدن محتویات است و فعال بودن نظام تولید و توزیع و ... ابزارهای این حرکت نیز رسانه ها هستند و محتویات آن نیز فرهنگی است و اندیشگی.

کار به جایی می رسد که این نقل و انتقالات فرهنگی و رسانه ای خود شیوه نامه پیدا می کند و حرفه ای می شود و درس می شود و آموخته، نام آن را هم در دانشگاههای غربی "دیپلماسی عمومی یاpublic diplomacy" می خوانند.

ندانستن قواعد جنگ جدید بخصوص برای اصحاب فرهنگ چیزی جز خسارت نیست، در چنین میدانی باید فکری برای پدافند کرد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:43  توسط مصطفی حریری  |